در حين وبگردیهای روزمره، يك پيوند بسيار گيرا و درخور تماشا با عنوان «نقشهی مدالهای المپيك» در وبگاه «نيويورك تايمز» پيدا كردم كه بهطور نمايشی، پيشينهی مدالهای هر كشور را بر طبق رتبه (ranking) و مكان جغرافيايی نشان میدهد.
در نگاه نخست، از بررسی آماری بر روی پيشينه حضور و مدالهای كشورها در ادوار المپيك، چندين نتيجه بهدست میآيد. يكی از اين نتايج اين است كه میتوان دوران حضور كشورها در بازیهای المپيك به 4 دوران تقسيم كرد:
(1) دوران پيش از جنگ جهانی اول كه المپيك حول محور ايالات متحده و چند كشور عمده اروپايی بود
(2) دوران پس از جنگ جهانی اول تا حضور شوروی و تقسيم آلمان كه هر چند با افزوده شدن حضور كشورهای بسياری از قارههای آسيا، آفريقا و آمريكای لاتين همراه بود، ولی همچنان ايالات متحده و برخی قدرتهای اروپايی – وحتی آلمان نازی، پيروزان صحنه المپيك بودند
(3) دوران حضور شوروی و بلوك شرق و اقتدارشان در المپيك میباشد. در اين دوران طرفين «جنگ سرد»، بازیهای يكديگر را تحريم میكردند؛ به طور مثال 65 كشور -من جمله ايران- به بهانهی حمله شوروی به افغانستان در المپيك 1980 مسكو شركت نكردند و متقابلاً شوروی و 14 كشور بلوك شرق(غير از رومانی) –به همراه ايران – المپيك 1984 لوسآنجلس را تحريم كردند. در اين دوران شوروی و آلمانشرقی كاميابی بيشتری نسبت به ايالات متحده و آلمانغربی و ديگر كشورهای اروپايی داشتند
(4) دورانی از افول بلوك شرق و فروپاشی شوروی تا امروز است كه با حضور و درخشش جمهوری خلق چين در بازیهای المپيك آغاز شد و با تدوام و افزايش كاميابی قدرتهای امروز جهان در آسيای دور (چين، كرهجنوبی و ژاپن)، پس از چند دوره رقابت تنگاتنگ، سرانجام شرقيان سختكوش -با امتياز ميزبانی- در ورزش هم غرببِان سرمايهدار را شكست دادند.
همانطور كه از اين تقسيمبندی بر میآيد، اين تقسيمبندی ساده در ادوار المپيك، پايهی سياسی دارد؛ در جريان برگزاری دورههای مختلف المپيك، بسياری از كشورها ، با جنگ، بايكوت، تحريم و ... ، مشكلاتی برای برگزار بازیهای المپيك پديد آورده اند. در واقع، برخلاف شعار «صلح و دوستی ملل» در المپيك، همواره در ادوار گذشته ردپای جنگ و سياست در المپيك به چشم میخورده است و همواره كشور يا كشورهايی به دليل مشكلات جنگ، تحريم و ...، به اجبار يا به اختيار از حضور در بازیهای المپيك چشمپوشی كرده اند.
به نظر میرسد همانطور كه در دوران چهارم، كشورهای آسيایی و جهانسوم به عنوان قدرتهای ورزشی(!) درخشيدهاند، مشكلات سياسی هم پس از جهان اول و جهان دوم، بيشتر حول كشورهای آسيايی در المپيك به چشم میخورد؛ به طور مثال در آستانهی المپيك 2008 پكن، بارها مردم و وابستگان سازمانها و ... در طول مسير حمل مشعل المپيك از آتن به پكن، عليه دولت چين و برای آزادی تبت شعار دادند.
در المپيك كشورها سعی میكنند دشمنیها را كنار بگذارند و در ميدان ورزشی با او دست و پنجه نرم كنند، ليكن از طرف ديگر المپيكی فرصتی برای مطرح كردن و پررنگ جلوه دادن مناقشات خونين، ناعدالتیها و .. بدل شده است. اما اگر يك كشور، كشور ديگری را به رسميت نشناسد، باز هم بايد در ميدان ورزش با او رودررو شود؟ آيا هيچ كشور يا چند كشوری میتوانند دولتی را مدت زيادی ناديده بگيرند؟
سالهاست كه كشور جمهوری اسلامی ايران هم رژيم صيهونيستی (اسراييل) را به رسميت نمیشناسد و آن دولت را غيرمشروع و غاصب میداند، لذا همواره از هرگونه تعامل سياسی، اقتصادی و ... و حتی رويارويی ورزشی با نمايندگان آن رژيم دوری جسته است... نمیدانم چگونه ممكن است حضور و رژه رفتن در ميدان دوستی المپيك در كنار كاروان اسراييل به معنی تعامل و دوستی با اسراييل نباشد ولی شركت در يك خط از رقابت شنا يا دو، به معنای به رسميت شناختن اسراييل باشد؟!؟
اگر چه هنوز مدالهای المپيك ما از آسمان ورزشهای كشتی، وزنهبرداری و -به تازگی- تكواندو میافتاده است، ولی هر دوره نسبت به دوره پيش، ورزشكاران بيشتری در رشتههای ديگر با رسيدن به حد نصابهای ورودی المپيك، پای به ميدان رقابتهای المپيك میگذارند؛ برای نخستين بار، يك شناگر ايرانی توانست بدون استفاده از وايلد كارت، گواهی شركت در رقابتهای شنای المپيك را بدست آورد. «محمد عليرضايی» شناگر جوان ايرانی توانست با تلاش خودش و رسيدن به ركورد ورودی المپيك، به رقابتهای شنای قورباغه المپيك 2008 پكن راه يابد، ولی در همان دور مقدماتی، به دليل حضور نمايندهی اسراييل در يكی از خطوط، دچار شكم-درد مشكوك به آپانديسيت يا پارگی فتق شد و در همان روز نخست از رقابتهای حذف شد. آيا يك برای عدم رويارويی يك تيم هم میتوان چند بهانهی پزشكی آورد؟
لازم به يادآوری است كه با توجه به شعار المپيك، بر خلاف رقابتهای حرفهای و جهانی هر ورزشی كه میتوان به راحتی با هر دليلی از رقابت انصراف داد (DNS)، در المپيك انصراف دادن بايد دليل قانع كنندهای داشته باشد و اگر سياسی بودن انصراف يك ورزشكار يا تيم ثابت شود، كل كاروان آن كشور از دهكدهی المپيك اخراج خواهند شد.
با توجه به سطح بالاتر و شمار بيشتر ورزشكاران ما برای پارالمپيك، باز اين بخت رويارويی با ورزشكاران اسراييل بيشتر است؛ در پارالمپيك 2008 پكن هم تيم بسكتبال با ويلچير ايران با بهانهی تغيير ساعت بازی، از رويارويی با تيم بسكتبال با ويلچير اسراييل و ادامه رقابتها انصراف داد. اما تا كی بخت با تيم ايران همراه خواهد بود؟
در نظر بگيريد در رقابت يك ورزش انفرادی يا تيمی، برنده بازی يك ورزشكار ايرانی و كشور ديگر بايد با برنده بازی يك ورزشكار اسراييلی و يك كشور چهارمی در مرحله نيمهنهايی روبرو شود. به طور متوسط با احتمال 1 به 4، هم ورزشكار ايرانی و هم ورزشكار اسراييلی می برند. اگر ورزشكار ايرانی در بازی نيمه نهايی انصراف دهد، از يك طرف مدالی نخواهد داشت و از طرف ديگر به طور غير مستقيم در تعامل با ورزشكار اسراييلی قرار گرفته است و وی را به بازی نهايی فرستاده است. (به يقين مشابه آن را در تبانیهای محتمل كشورهای عربی حس كردهايد). آيا اين به معنای رويارويی و تعامل با ورزشكاران اسراييل نيست؟
بدتر از همه - در نظر گيريد، در دورههای بعدی المپيك يا پارالمپيك، سطح ورزش ايران و اسراييل بهتر شود و در ورزشهايی كه مبتنی بر اجرای برنامه مستقل است -مثل شيرجه، ژيمناستيك، پرتابها و پرشهای دووميدانی و ... – هر كدام نماينده برجسته داشته باشيم. در پايان رقابتها، يكباره چشم باز میكنيم و میبينيم ورزشكار ما بايد برای نقره يا برنز روی سكو برود و از بد روزگار مدال طلا هم به ورزشكار اسراييلی رسيده است؛ به راستی ايستادن روی سكو و شنيدن سرود ملی اسراييل در باور نمیگنجد... فكر كنم انصراف از گرفتن مدال هم عاقبتش اخراج كاروان آن ورزشكار از المپيك باشد. آيا نبايد در رفتارها و برخوردهای كلانمان احتمالات قريب الوقوع را در نظر بگيريم؟
...
نمیدانم چگونه ممكن است حضور و رژه رفتن در ميدان دوستی المپيك در كنار كاروان اسراييل به معنی تعامل و دوستی با اسراييل نباشد ولی شركت در يك خط از رقابت شنا يا دو، به معنای به رسميت شناختن اسراييل باشد؟!؟
آيا اگر ورزشكاران ايران و كشورهای عربی، يكپارچه با دستاويز قرار دادن اعتراض به جنايات اسراييل در نوار غزه و ... ، شركت در ميدان صلح و دوستی المپيك را تحريم كنند، راهكار بهتری برای پرهيز از رويارويی با اسراييل نيست؟
اما سياستهای جمهوری اسلامی ايران تا چه اندازه با خواستههای عموم مردم ايران در برخورد با اسراييل و حمايت از مردم فلسطين همسو است؟ بازخورد عموم مردم نسبت به عدم شركت در المپيك چه خواهد بود؟
به راستی، دامنه حمايت از مردم يك كشور ديگر كجاست؟ سياست؟ اقتصاد؟ .... ؟
اگر فقط چند سال در باورمان جدی بوديم و رفتار ضد و نقيض نمیداشتيم، نيكپنداری ما بر دشمنستيزی ما پيشی میگرفت.
.
* حرمت/احترام، گزاردنی است نه گذاشتنی!
منابع و مراجع:
________________________________
[1] Olympic Games
[2] A Map of Olympic Medals
[3] بانك اطلاعات المپيك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر