۱۳۸۷ مهر ۱۸, پنجشنبه

ايران در المپيك – قسمت دوم

در حين وبگردی‏های روزمره، يك پيوند بسيار گيرا و درخور تماشا با عنوان «نقشه‏ی مدال‏های المپيك» در وب‏گاه «نيويورك تايمز» پيدا كردم كه به‏طور نمايشی، پيشينه‏ی مدال‏های هر كشور را بر طبق رتبه (ranking) و مكان جغرافيايی نشان می‏دهد.
در نگاه نخست، از بررسی آماری بر روی پيشينه‏ حضور و مدال‏های كشورها در ادوار المپيك، چندين نتيجه به‏دست می‏آيد. يكی از اين نتايج اين است كه می‏توان دوران حضور كشورها در بازی‏های المپيك به 4 دوران تقسيم كرد:
(1) دوران پيش از جنگ جهانی اول كه المپيك حول محور ايالات متحده و چند كشور عمده اروپايی بود
(2) دوران پس از جنگ جهانی اول تا حضور شوروی و تقسيم آلمان كه هر چند با افزوده شدن حضور كشورهای بسياری از قاره‏های آسيا، آفريقا و آمريكای لاتين همراه بود، ولی همچنان ايالات متحده و برخی قدرت‏های اروپايی – وحتی آلمان نازی، پيروزان صحنه المپيك بودند
(3) دوران حضور شوروی و بلوك شرق و اقتدارشان در المپيك می‏باشد. در اين دوران طرفين «جنگ سرد»، بازی‏های يكديگر را تحريم می‏كردند؛ به طور مثال 65 كشور -من جمله ايران- به بهانه‏ی حمله شوروی به افغانستان در المپيك 1980 مسكو شركت نكردند و متقابلاً شوروی و 14 كشور بلوك شرق(غير از رومانی) –به همراه ايران – المپيك 1984 لوس‏آنجلس را تحريم كردند. در اين دوران شوروی و آلمان‏شرقی كاميابی‏ بيشتری نسبت به ايالات متحده و آلمان‏غربی و ديگر كشورهای اروپايی داشتند
(4) دورانی از افول بلوك شرق و فروپاشی شوروی تا امروز است كه با حضور و درخشش جمهوری خلق چين در بازی‏های المپيك آغاز شد و با تدوام و افزايش كاميابی قدرت‏های امروز جهان در آسيای دور (چين، كره‏جنوبی و ژاپن)، پس از چند دوره رقابت تنگاتنگ، سرانجام شرقيان سختكوش -با امتياز ميزبانی- در ورزش هم غرببِان سرمايه‏دار را شكست دادند.
همان‏طور كه از اين تقسيم‏بندی بر می‏آيد، اين تقسيم‏بندی ساده در ادوار المپيك، پايه‏ی سياسی دارد؛ در جريان برگزاری دوره‏های مختلف المپيك، بسياری از كشورها ، با جنگ، بايكوت، تحريم و ... ، مشكلاتی برای برگزار بازی‏های المپيك پديد آورده اند. در واقع، برخلاف شعار «صلح و دوستی ملل» در المپيك، همواره در ادوار گذشته ردپای جنگ و سياست در المپيك به چشم می‏خورده است و همواره كشور يا كشورهايی به دليل مشكلات جنگ، تحريم و ...، به اجبار يا به اختيار از حضور در بازی‏های المپيك چشم‏پوشی كرده اند.
به نظر می‏رسد همان‏طور كه در دوران چهارم، كشورهای آسيایی و جهان‏سوم به عنوان قدرت‏های ورزشی(!) درخشيده‏اند، مشكلات سياسی هم پس از جهان اول و جهان دوم، بيشتر حول كشورهای آسيايی در المپيك به چشم می‏خورد؛ به طور مثال در آستانه‏ی المپيك 2008 پكن، بارها مردم و وابستگان سازمان‏ها و ... در طول مسير حمل مشعل المپيك از آتن به پكن، عليه دولت چين و برای آزادی تبت شعار دادند.
در المپيك كشورها سعی می‏كنند دشمنی‏ها را كنار بگذارند و در ميدان ورزشی با او دست و پنجه نرم كنند، ليكن از طرف ديگر المپيكی فرصتی برای مطرح كردن و پررنگ جلوه دادن مناقشات خونين، ناعدالتی‏ها و .. بدل شده است. اما اگر يك كشور، كشور ديگری را به رسميت نشناسد، باز هم بايد در ميدان ورزش با او رودررو شود؟ آيا هيچ كشور يا چند كشوری می‏توانند دولتی را مدت زيادی ناديده بگيرند؟
سال‏هاست كه كشور جمهوری اسلامی ايران هم رژيم صيهونيستی (اسراييل) را به رسميت نمی‏شناسد و آن دولت را غيرمشروع و غاصب می‏داند، لذا همواره از هرگونه تعامل سياسی، اقتصادی و ... و حتی رويارويی ورزشی با نمايندگان آن رژيم دوری جسته است... نمی‏دانم چگونه ممكن است حضور و رژه رفتن در ميدان دوستی المپيك در كنار كاروان اسراييل به معنی تعامل و دوستی با اسراييل نباشد ولی شركت در يك خط از رقابت شنا يا دو، به معنای به رسميت شناختن اسراييل باشد؟!؟
اگر چه هنوز مدال‏های المپيك ما از آسمان ورزش‏های كشتی، وزنه‏برداری و -به تازگی- تكواندو می‏افتاده است، ولی هر دوره نسبت به دوره پيش، ورزشكاران بيشتری در رشته‏های ديگر با رسيدن به حد نصاب‏های ورودی المپيك، پای به ميدان رقابت‏های المپيك می‏گذارند؛ برای نخستين بار، يك شناگر ايرانی توانست بدون استفاده از وايلد كارت، گواهی شركت در رقابت‏های شنای المپيك را بدست آورد. «محمد عليرضايی» شناگر جوان ايرانی توانست با تلاش خودش و رسيدن به ركورد ورودی المپيك، به رقابت‏های شنای قورباغه المپيك 2008 پكن راه يابد، ولی در همان دور مقدماتی، به دليل حضور نماينده‏ی اسراييل در يكی از خطوط، دچار شكم-درد مشكوك به آپانديسيت يا پارگی فتق شد و در همان روز نخست از رقابت‏های حذف شد. آيا يك برای عدم رويارويی يك تيم هم می‏توان چند بهانه‏ی پزشكی آورد؟
لازم به يادآوری است كه با توجه به شعار المپيك، بر خلاف رقابت‏های حرفه‏ای و جهانی هر ورزشی كه می‏توان به راحتی با هر دليلی از رقابت انصراف داد (DNS)، در المپيك انصراف دادن بايد دليل قانع كننده‏ای داشته باشد و اگر سياسی بودن انصراف يك ورزشكار يا تيم ثابت شود، كل كاروان آن كشور از دهكده‏ی المپيك اخراج خواهند شد.
با توجه به سطح بالاتر و شمار بيشتر ورزشكاران ما برای پارالمپيك، باز اين بخت رويارويی با ورزشكاران اسراييل بيشتر است؛ در پارالمپيك 2008 پكن هم تيم بسكتبال با ويلچير ايران با بهانه‏ی تغيير ساعت بازی، از رويارويی با تيم بسكتبال با ويلچير اسراييل و ادامه رقابت‏ها انصراف داد. اما تا كی بخت با تيم ايران همراه خواهد بود؟
در نظر بگيريد در رقابت يك ورزش انفرادی يا تيمی، برنده بازی يك ورزشكار ايرانی و كشور ديگر بايد با برنده بازی يك ورزشكار اسراييلی و يك كشور چهارمی در مرحله نيمه‏نهايی روبرو شود. به طور متوسط با احتمال 1 به 4، هم ورزشكار ايرانی و هم ورزشكار اسراييلی ‌می برند. اگر ورزشكار ايرانی در بازی نيمه نهايی انصراف دهد، از يك طرف مدالی نخواهد داشت و از طرف ديگر به طور غير مستقيم در تعامل با ورزشكار اسراييلی قرار گرفته است و وی را به بازی نهايی فرستاده است. (به يقين مشابه آن را در تبانی‏های محتمل كشورهای عربی حس كرده‏ايد). آيا اين به معنای رويارويی و تعامل با ورزشكاران اسراييل نيست؟
بدتر از همه - در نظر گيريد، در دوره‏های بعدی المپيك يا پارالمپيك، سطح ورزش ايران و اسراييل بهتر شود و در ورزش‏هايی كه مبتنی بر اجرای برنامه مستقل است -مثل شيرجه، ژيمناستيك، پرتاب‏ها و پرش‏های دووميدانی و ... – هر كدام نماينده برجسته داشته باشيم. در پايان رقابت‏ها، يكباره چشم باز می‏كنيم و می‏بينيم ورزشكار ما بايد برای نقره يا برنز روی سكو برود و از بد روزگار مدال طلا هم به ورزشكار اسراييلی رسيده است؛ به راستی ايستادن روی سكو و شنيدن سرود ملی اسراييل در باور نمی‏گنجد... فكر كنم انصراف از گرفتن مدال هم عاقبتش اخراج كاروان آن ورزشكار از المپيك باشد. آيا نبايد در رفتارها و برخوردهای كلان‏مان احتمالات قريب الوقوع را در نظر بگيريم؟
...
نمی‏دانم چگونه ممكن است حضور و رژه رفتن در ميدان دوستی المپيك در كنار كاروان اسراييل به معنی تعامل و دوستی با اسراييل نباشد ولی شركت در يك خط از رقابت شنا يا دو، به معنای به رسميت شناختن اسراييل باشد؟!؟
آيا اگر ورزشكاران ايران و كشورهای عربی، يكپارچه با دستاويز قرار دادن اعتراض به جنايات اسراييل در نوار غزه و ... ، شركت در ميدان صلح و دوستی المپيك را تحريم كنند، راهكار بهتری برای پرهيز از رويارويی با اسراييل نيست؟
اما سياست‏های جمهوری اسلامی ايران تا چه اندازه با خواسته‏های عموم مردم ايران در برخورد با اسراييل و حمايت از مردم فلسطين هم‏سو است؟ بازخورد عموم مردم نسبت به عدم شركت در المپيك چه خواهد بود؟
به راستی، دامنه حمايت از مردم يك كشور ديگر كجاست؟ سياست؟ اقتصاد؟ .... ؟
اگر فقط چند سال در باورمان جدی بوديم و رفتار ضد و نقيض نمی‏داشتيم، نيك‏پنداری ما بر دشمن‏ستيزی ما پيشی‏ می‏گرفت.
.
* حرمت/احترام، گزاردنی است نه گذاشتنی!
منابع و مراجع:
________________________________
[1] Olympic Games
[2] A Map of Olympic Medals
[3] بانك ‏اطلاعات المپيك

هیچ نظری موجود نیست: