۱۳۸۷ شهریور ۹, شنبه

ايران در المپيك – قسمت اول

بيست و نهمين دوره‏ی بازی‏های المپيك هم به پايان رسيد و كاروان 55-نفره كشور ما در اين دوره، فقط با يك مدال طلا از تكواندوی مردان و يك مدال برنز از كشتی آزاد مردان دست يافت. با نگاه به كارنامه‏ی حضور ايران در ادوار بازی‏های المپيك، حضور ايران در المپيك 2008 پكن، پس از حضور ناكام كاروان 88-نفره در المپيك مونرآل 1976، ضعيف‏ترين حضور ايران در ادوار گذشته بوده است – اگر چه معيار درست برای ارزيابی عملكرد در المپيك، فقط كميت مدال نيست ولی آنچه در كارنامه ثبت می‏شود، حضور و تعداد مدال‏هاست.

كارنامه‏ی حضور ايران در ادوار المپيك (پس از جنگ جهانی دوم) به شرح زير است:


طلا

نقره

برنز

مجموع

المپیک

شهر

0

0

1

1

۱۹۴۸

لندن

0

3

4

7

۱۹۵۲

هلسینکی

2

2

1

5

۱۹۵۶

ملبورن

0

1

3

4

۱۹۶۰

رم

0

0

2

2

۱۹۶۴

توکیو

2

1

2

5

۱۹۶۸

مکزیکوسیتی

0

2

1

3

۱۹۷۲

مونیخ

0

1

1

2

۱۹۷۶

مونرآل

تـحـريــم شــد

۱۹۸۰

مسکو

تـحـريــم شــد

۱۹۸۴

لس‌آنجلس

0

1

0

1

۱۹۸۸

سئول

0

1

2

3

۱۹۹۲

بارسلون

1

1

1

3

۱۹۹۶

آتلانتا

3

0

1

4

۲۰۰۰

سیدنی

2

2

2

6

۲۰۰۴

آتن

1

0

1

2

2008

پكن

11

15

22

48

مجموع


ورزش

طلا

نقره

برنز

كشتی

5

12

14

وزنه‏برداری

4

3

6

تكواندو

2

0

2

مجموع

11

15

22


يعنی ايران با مجموع كل مدال‏های المپيك، در جدول رده‏بندی مدال‏های المپيك 2008 پكن، ششم می‏شد!

از نتايج حضور ايران در بازی‏های المپيك می‏توان دريافت كه پس از حضور دوباره ايران – از 1988 سئول* - در بازی‏های المپيك، يك روند صعودی در شمار ورزشكاران كاروان و همچنين مدال‏های به‏دست آورده وجود داشته است، تا المپيك 2008 پكن كه افت كرد. ول‍ی آيا ورزش حرفه‏ای ما در حال رشد بوده و ناكارآمدی در مديريت موجب ناكامی اخير شده يا اين كه ورزش ما فقط به لطف درخشش اندك ستارگان گذرای آسمان ورزش ايران، گاهی كورسويی دارد؟

با نگاهی به پيشينه كشور در رقابت‏های حرفه‏ای و ورزشكاران مدال‏آور، می‏توان دريافت كه نخست بيشتر افتخارات ما در سطح جهانی، در ورزش‏های انفرادی كشتی و وزنه‏برداری –و به تازگی تكواندو- بوده است، دوم اين كه اين پيروزی‏ها توسط چند ورزشكار مشخص رقم خورده است؛ در مجموع 19 مدال از 48 مدال ايران توسط هادی ساعی، حسين رضازاده، غلامرضا تختی، محمود نامجو، محمد نصيری، برداران خادم و عسكری محمديان به‏دست آمده است.

با توجه به آمار، كشور ايالات متحده پرافتخارترين تيم در ادوار المپيك بوده است، آيا پيروزی‏های اين كشور منوط به وجود ستارگان پرنوری در آسمان ورزش اين كشور بوده است يا مديريت شايسته در سطح ورزش اين كشور توانسته موجب پيشرفت و پيروزی در ورزش حرفه‏ای اين كشور گردد؟

به يقين اين دو عامل نمی‏تواند ناوابسته از هم باشند، يك مديريت بلند مدت در ورزش می‏تواند با سياست‏گذاری و فرهنگ‏سازی برای ايجاد گرايش و علاقه در كودكان و عامه مردم به يك ورزش به عنوان يك نياز، احداث ورزشگاه‏ها و سالن‏ها برای آن ورزش، حمايت مالی از ورزشكاران و باشگاه‏ها و ... بستر و عرصه‏ی بزرگی را برای ظهور و بالندگی استعداد‏های پنهان در سطح ورزش حرفه‏ای فراهم می‏آورد. سپس برای بهبود سطح كيفی ورزش حرفه‏ای، اقدام به‏كارگيری مربيان و كارشناسان در هر ورزش و همچنين بهره‏گيری از فناوری‏های نوين در ورزش حرفه‏ای می‏نمايد. برای اين كه اين فرآيند پاسخ مطلوب داشته باشد، چندين سال سرمايه‏گذاری مداوم نياز دارد.

به‏طوركلی، می‏توان عملكرد يك مديريت كلان را از چند جنبه مورد توجه و تحليل قرار داد:

الف) سياست‏گذاری‏ها، ب) سرمايه‏گذاری‏های مالی، ج) راهكارهای اجتماعی و فرهنگی و د) بهره‏گيری فنی و تخصصی

به‏طور مثال، در كشور ما می‏توان با در نظر گرفتن بستر فرهنگی و بنيه فنی در ورزش‏های رزمی، كشتی، وزنه‏برداری، فوتبال و ... می‏توان به طور مستقيم با احداث ورزشگاه‏های استاندارد مختلف نسبت به جذب استعدادهای بالفعل يا پرورش استعدادهای بالقوه اقدام كرد يا با توجه به گرايش اسلامی كشور، برای گسترش ورزش‏های شنا، تيراندازی و اسب‏سواری اقدام به ساخت ورزشگاه نمود و همچنين برای ايجاد گرايش مردم به يك ورزش به عنوان يك نياز زندگی رسانه‏های را هدايت كرد.

در هر حال آنچه به نظر می‏رسد اين كه «فرهنگ انتظار» در چشمداشت برای ظهور ستارگان درخشان در ورزش هم نمود پيدا كرده است و ورزش كشور منتظر است تا با دعوت و گردهم‏آوردن اين ستارگان كمياب به تيم ملی و يك مديريت هيأتی چند ساله، بخت كشور را در اين قمار بدون باخت بيازمايد.

مردم ما همواره از مدال‏آوری ورزشكاران بسيار خشنود شده‏اند و همه لطف و مهربانی‏شان را نثار برندگان و پيروزان كرده‏اند و حتی بسياری از مديران و دولتمردان خود را سهيم و شريك در پيروزی می‏دانند و چه بسا از چسباندن اين پيروزی به يك حزب يا تفكر سياسی، از آن بهره‏های بيشتری ببرند. حال اگر همان قهرمان شكست بخورد، نه فقط مردم ما برخورد ناخوشايندی با وی دارند، بلكه در سطح مديريت هم برای اين شكست پدری نيست!

...

متولی ورزش كشور ما، به تازگی تمام توجه معنوی و مادی خود را در ورزش فوتبال، ليگ برتر و دو تيم پرهواخواه پايتخت مصروف كرده است. ورزشی كه نه فقط مورد توجه و پيگيری عامه مردم است، بلكه بازخوردهای مردم نسبت به آن ابعاد گسترده‏تری دارد. سال‏هاست بسياری از استان‏های كشور، در ليگ برتر فوتبال كشور تيم ندارند، چرا به جای اين كه به بالندگی و بهبود سطح كيفيت فوتبال در شهرستان‏ها پرداخته شود، تيم‏های ليگ برتری برجسته به شهرستان‏ها صادر می‏شوند؟ ايشان به دنبال توليد ورزش حرفه‏ای هستند يا مصرف ورزش حرفه‏ای؟ اگر به راستی هدف اكرام دوستداران فوتبال است، چرا به وضعيت ناهنجار آبريزگاه‏ها و بوفه‏های بزرگترين ورزشگاه منطقه رسيدگی نمی‏شود؟

خنك بنوشيد!

...

در پايان، اذعان می‏كنم كه من هم از مدال طلای هادی ساعی بس‍ی خرسند شدم و مبارك خودش باد! تا كی ما و مديريت ورزش ما، بايد «منتظر» حماسه يك «ستاره خودساخته و باهوش» باشيم!؟

خدا كناد كه مدال بياوریم...

پی‏نوشت: آن‏چه از گفتگوی مسئولان و مربيان كشتی بر آمد، بيانگر افتادن چيزی شبيه بختك در تيم ملی كشتی بوده است و هيچ ضعف كيفی در مديريت فنی و آمادگی كشتی‏گيران نبوده است. يكی از مسئولان اذعان داشتند كه پدرخوانده‏ی ورزش ايران ايشان را مورد تفقد قرار داده گفته بودند: «آقای فلانی! ورزش كشتی، ورزش اول كشور و نيازمند توجه بيشتری است... شما بياييد همان كاری كه در واليبال كرديد در كشتی هم بكنيد!» اين يعنی چه؟


* يكی از بهترين پوشش‏های تلويزيونی رسانه‏ملی(!) از المپيك در المپيك 1988 سئول بود، اگر چه امكانات كمی و فقط دو شبكه در اختيار داشت!


منابع و مراجع:

________________________________

[1] چندين عكس از پيشينه‏ی حضور ايران در المپيك

[2] مدال‏آوران ايران در المپيك – sport.ir

[3] ایران در بازی های المپیک

[4] جدول رده‏بندی نهايی [مدال‏های] كشورها در‏ المپيك 2008 پكن

هیچ نظری موجود نیست: